پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

خوشا مستی و عشق نازنینی

نه آئینی نه کیشی و نه دینی

حذر کن ای زبردست از ضعیفان

که دستی هست در هر آستینی

ره ما تیره و هر گام صد چاه

نه راه پس نه چشم پیش‌بینی

چه آسوده است آن کز خلق گیتی

نه مهری در دلش باشد نه کینی

مکن از دیدنت منعم چه باشد

زیان خرمنی از خوشه چینی

نمیگردد شراب انگور صدسال

اگر در خم نماند اربعینی

وفا تخمیست در آب و گل ما

نروید این گیاه از هر زمینی

بیاساقی که مستی کیش عشق است

برو زاهد چه دنیائی چه دینی

شود تا نقش بروی اسم اعظم

کجا شایسته باشد هر نگینی

نه راهی در درون پرده مشتاق

نه کس را از برون علم‌الیقینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹زهدم افسرده خوشا وقت قدح پیمائی
  2. شمارهٔ ۳۱۰در هیچ‌جا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی
  3. شمارهٔ ۳۱۱هست چشمم ز غمت قلزم طوفان‌زایی
  4. شمارهٔ ۳۱۲در آن گلشن مکن کو گلشن‌آرا گلشن‌آرایی
  5. شمارهٔ ۳۱۳ز هرچه هست رخ ما از آن بگردانی
  6. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
  7. شمارهٔ ۳۱۵بهر چه ز پرده برنمی‌آیی
  8. شمارهٔ ۳۱۶سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.