پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

خوش آن ساعت که بی‌خشم و غضب با ما تو بنشینی

نه در دل عقده‌ای ما را نه برابر و ترا چینی

چه فیض است از بهار لخت دل دانی کنارم را

اگر یک ره پر از گل دیده‌ای دامان گلچینی

نهادم پا به راه عشق تا آید چه در پیشم

نه عقل آخراندیشی نه چشم عاقبت‌بینی

ز هستی هرکه رست و یافت فیض نیستی داند

که آن بیداری تلخی بود این خواب شیرینی

به نیکان و بدان از ساده‌لوحی الفتی دارم

نه زآن قومم به جان مهری نه زین جمعم به دل کینی

مر پهلو به خار یا به خشتی سر نهم ورنه

که شب‌های غمت نه بستری دارم نه بالینی

نظر مشتاق دارد از غرور حسن آن مهوش

به آن نخوت که بیند پادشاهی سعی مسکینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸به رنگ ذره‌ام سرگرم مهر عالم‌افروزی
  2. شمارهٔ ۳۰۹زهدم افسرده خوشا وقت قدح پیمائی
  3. شمارهٔ ۳۱۰در هیچ‌جا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی
  4. شمارهٔ ۳۱۱هست چشمم ز غمت قلزم طوفان‌زایی
  5. شمارهٔ ۳۱۲در آن گلشن مکن کو گلشن‌آرا گلشن‌آرایی
  6. شمارهٔ ۳۱۳ز هرچه هست رخ ما از آن بگردانی
  7. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
  8. شمارهٔ ۳۱۵بهر چه ز پرده برنمی‌آیی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.