پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

از تو من غافلم از من نه تو غافل باشی

که ز دیر و حرمت جویم و دردل باشی

سیل تا بحر رود راست به هرجا خیزد

نشود گم رهش آن را که تو منزل باشی

به تو دارند گذر عاقبت از تن جان‌ها

جسم کشت و جهان بحر و تو ساحل باشی

از شهادت بودم روز قیامت کافی

اینقدر فیض که من کشته تو قاتل باشی

آه از این ناز که سوی من از آن گوشه چشم

نفتد غیر نگاهی که تو غافل باشی

نه منت مایلم و بس که دو عالم باشند

همه مایل به تو و تو به که مایل باشی

نشود از تو همین مشکل ما حل ور نه

دو جهان را تو گشاینده مشکل باشی

سرخوش از باده وصلت همه جز من مپسند

که خورم خون من و تو ساقی محفل باشی

جز کدورت نکشی از تن خاکی مشتاق

تا تو آمیخته چون آب درین گل باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲ناکرده عمل ای که طلبکار بهشتی
  2. شمارهٔ ۳۰۳رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
  3. شمارهٔ ۳۰۴گمان دارد ز ناز و سرکشی گل می‌کند کاری
  4. شمارهٔ ۳۰۵نباشد آتشی سوزنده‌تر از آتش دوری
  5. شمارهٔ ۳۰۶خوش آن ساعت که بی‌خشم و غضب با ما تو بنشینی
  6. شمارهٔ ۳۰۷خوشا مستی و عشق نازنینی
  7. شمارهٔ ۳۰۸به رنگ ذره‌ام سرگرم مهر عالم‌افروزی
  8. شمارهٔ ۳۰۹زهدم افسرده خوشا وقت قدح پیمائی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.