پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

چون بیتو ننالم زار در گوشه تنهائی

کو طاقت خودداری کو تاب شکیبائی

لیلی‌وش من از من آداب چه میجوئی

عاقل نیم و شهری مجنونم و صحرائی

تا چند توان جانا دور از تو بسر بردن

رحمی که دلم خون شد در گوشه تنهائی

تو خسرو فرمانده من بنده فرمان بر

حاشا زند از من سر جز آنچه تو فرمائی

از مهر کدامین عهد بستی تو که نشکستی

از بهر چه می‌بندی پیمان چو نمی‌یائی

ای ما بدو تو نیکو با ما نفسی بنشین

بر زشتی ما منگر شکرانه زیبائی

دانی من و تو واعظ باشیم که و مارا

چه کار و چه شغل آید زین گنبد مینائی

من آنکه بهر محفل جز باده نه پیمایم

تو آنکه بهر مجلس جز باده نپیمائی

از خویش نمی‌نالم مشتاق درین محفل

نالان زدم عشقم چون نی زدم نائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱به خون غلتانم از تیر نگاه دم به دم کردی
  2. شمارهٔ ۳۰۲ناکرده عمل ای که طلبکار بهشتی
  3. شمارهٔ ۳۰۳رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
  4. شمارهٔ ۳۰۴گمان دارد ز ناز و سرکشی گل می‌کند کاری
  5. شمارهٔ ۳۰۵نباشد آتشی سوزنده‌تر از آتش دوری
  6. شمارهٔ ۳۰۶خوش آن ساعت که بی‌خشم و غضب با ما تو بنشینی
  7. شمارهٔ ۳۰۷خوشا مستی و عشق نازنینی
  8. شمارهٔ ۳۰۸به رنگ ذره‌ام سرگرم مهر عالم‌افروزی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.