پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

شنیدم تشنه‌ای جویای آبی

ز سوز دل سراپا التهابی

که در بر از تف لب‌تشنگی داشت

دلی چون بر سر آتش کبابی

به دشتی کز عطش هر پاره سنگش

چو اخگر داشت تابی و چه تابی

به آن تندی روان بود از پی آب

که از گردون جهد تیر شهابی

فتاد آخر ز پا از بس قدم زد

در آن دشت از فریب هر سرابی

چو دید از ساغر گردون محال است

رسد جز شربت مرگش شرابی

ز هستی شست دست و داد تن را

به مردن از عطش ناخورده آبی

که شد از جانبی ناگه هواگیر

به رنگ ابر نیسانی سحابی

به کامش قطره‌افشان چون صدف گشت

فزون از هر شمار و هر حسابی

درین صحرا که یک گل نیست مشتاق

کزو لب تشنه‌ای گیرد گلابی

ز وصل آن بت گمگشته نومید

مشو هرچند جویی و نیابی

ترا ای تشنه‌کام وادی عشق

که سرگرم طلب چون آفتابی

امیدی هست تا جانی به تن هست

که باز آید به جوی رفته آبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی
  2. شمارهٔ ۲۹۹چون بیتو ننالم زار در گوشه تنهائی
  3. شمارهٔ ۳۰۰از تو من غافلم از من نه تو غافل باشی
  4. شمارهٔ ۳۰۱به خون غلتانم از تیر نگاه دم به دم کردی
  5. شمارهٔ ۳۰۲ناکرده عمل ای که طلبکار بهشتی
  6. شمارهٔ ۳۰۳رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
  7. شمارهٔ ۳۰۴گمان دارد ز ناز و سرکشی گل می‌کند کاری
  8. شمارهٔ ۳۰۵نباشد آتشی سوزنده‌تر از آتش دوری
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.