پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

چه شد کآتش به جانم از غضب انداختی رفتی

ز چشم افروختی رخ قد به ناز افراختی رفتی

که اندازد به خاکم گوهر تاج وفا باشم

چه نقصان من ار قدر مرا نشناختی رفتی

چه شد گر رخصت همراهیم دادی که بر خاکم

به گام اولین چون نقش پا انداختی رفتی

تو چون سیل بهاران خانه‌پردازی که از هر ره

خرامان آمدی بس خانه ویران ساختی رفتی

جهان می‌شد ز هستی بی‌تو در چشمم سیه شادم

که از آیینه‌ام این زنگ را پرداختی رفتی

چه می‌دانی نیازم را که گر یک دم به دلجویی

نشستی در برم قامت به ناز افراختی رفتی

چه گویم بر من از جورت چه‌ها ای شهسوار آمد

زدی کشتی به تیغم توسن کین تاختی رفتی

چه داری تا کنی مشتاق دیگر رو به کوی او

که نقد دین و دل در عشقبازی باختی رفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷به گلشن بود در پرواز مرغ بند برپایی
  2. شمارهٔ ۲۹۸زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی
  3. شمارهٔ ۲۹۹چون بیتو ننالم زار در گوشه تنهائی
  4. شمارهٔ ۳۰۰از تو من غافلم از من نه تو غافل باشی
  5. شمارهٔ ۳۰۱به خون غلتانم از تیر نگاه دم به دم کردی
  6. شمارهٔ ۳۰۲ناکرده عمل ای که طلبکار بهشتی
  7. شمارهٔ ۳۰۳رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
  8. شمارهٔ ۳۰۴گمان دارد ز ناز و سرکشی گل می‌کند کاری
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.