پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی

رفتی و در ساغرم خون شد شراب زندگی

خالی از معنی بود این دفتر از هم گو بپاش

همچو اوراق خزان ما را کتاب زندگی

بود عافل از شهادت خضر در ظلمت شتافت

ورنه در سرچشمه تیغ است آب زندگی

اینقدرها چیست در رفتن شتاب زندگی

گر در آتش نیست لعل آفتاب زندگی

جز کدورت ناورد نوشیدن آب زندگی

کلفت درد است در جام سراب زندگی

گردم ایمن روزی از موج خطر کاید برون

کشتیم از قلزم پر انقلاب زندگی

ای اجل رحمی کزین بار گران یابم نجات

نیستم خضر آورم تا چند تاب زندگی

چون شرارم نقطه‌ای مشتاق می‌آید بچشم

بس که باشد نارسا مد شهاب زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶شنیدم تشنه‌ای جویای آبی
  2. شمارهٔ ۲۹۷به گلشن بود در پرواز مرغ بند برپایی
  3. شمارهٔ ۲۹۸زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی
  4. شمارهٔ ۲۹۹چون بیتو ننالم زار در گوشه تنهائی
  5. شمارهٔ ۳۰۰از تو من غافلم از من نه تو غافل باشی
  6. شمارهٔ ۳۰۱به خون غلتانم از تیر نگاه دم به دم کردی
  7. شمارهٔ ۳۰۲ناکرده عمل ای که طلبکار بهشتی
  8. شمارهٔ ۳۰۳رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.