پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

ای که از باد صبا بوی کسی می‌شنوی

بوی جان از دم عیسی‌نفسی می‌شنوی

غافلی زآنچه دلم می‌کشد از سینه تنگ

سخن مرغ اسیر و قفسی می‌شنوی

گردی از قافله کو ننماید بشتاب

تا درین بادیه بانگ جرسی می‌شنوی

یار هر ناکسی و کس نپسندد صدبار

گفتم اما تو کجا حرف کسی می‌شنوی

با رقیبان مکن ای تازه گل الفت تا چند

طعنه زآمیزش هر خاروخسی می‌شنوی

دم‌به‌دم نالم و افغان که ندانی به رهت

تاله کیست که در هر نفسی می‌شنوی

حال مشتاق چه دانی ز تمنای لبت

سخن شهدی و حرف مگسی می‌شنوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ای قمری
  2. شمارهٔ ۲۹۲ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی
  3. شمارهٔ ۲۹۳من تشنه دشت بی‌آب بارد مگر سحابی
  4. شمارهٔ ۲۹۴آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
  5. شمارهٔ ۲۹۵چه شد کآتش به جانم از غضب انداختی رفتی
  6. شمارهٔ ۲۹۶شنیدم تشنه‌ای جویای آبی
  7. شمارهٔ ۲۹۷به گلشن بود در پرواز مرغ بند برپایی
  8. شمارهٔ ۲۹۸زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.