پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

گو در ره عشقم نرسد راهنمائی

کافتاده‌ام و نیست مرا قوت پائی

پی برگ تراز گلبن خشگیم درین باغ

هیهات که مرغی رسد از ما بنوائی

ران اشک خود از چشم من افتاده که هرگز

زین قطره گیاهی نکند نشو و نمائی

آسوده بکوی عدمم کز کسی آنجا

نه بیم جفائیست نه امید وفائی

در راه صبا دیده امید مرا بس

گردی که گهی آوردم از کف پائی

تنها نه ز من عشق تو شد فاش که هر دم

سر میزند این آتش سوزنده ز جائی

مستیم و ندانیم درین میکده مشتاق

غیر از زدن دستی و کوبیدن پائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰ای که می‌جویی به خوبی همچو لیلی دلبری
  2. شمارهٔ ۲۹۱نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ای قمری
  3. شمارهٔ ۲۹۲ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی
  4. شمارهٔ ۲۹۳من تشنه دشت بی‌آب بارد مگر سحابی
  5. شمارهٔ ۲۹۴آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
  6. شمارهٔ ۲۹۵چه شد کآتش به جانم از غضب انداختی رفتی
  7. شمارهٔ ۲۹۶شنیدم تشنه‌ای جویای آبی
  8. شمارهٔ ۲۹۷به گلشن بود در پرواز مرغ بند برپایی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.