پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

ای که می‌جویی به خوبی همچو لیلی دلبری

حال مجنون ناید ار لیلی نباشد دیگری

چون ندادت عشق از اول چشم یعقوبی چه سود

گر ببینی صدره از یوسف بحسن افزون‌تری

گر نگشتی صید شوخی زاهل دل خود را مخوان

نیست دل آندل که گرد او نگردد دلبری

زوشراری بس ترا داری گر استعداد عشق

میتواند زد بچندین خرمن آتش اخگری

در دل سخت تو این نیش ار نگردد کارگر

نیست جرم غمزه خوبان گر از حق نگذری

قطره خونی گشودن از رگ خارا بسعی

تیشه فولاد نتواند چه جای نشتری

گر ترا مشتاق باشد دیده جوهرشناس

در کفت خواهد فتاد آخر گرامی‌گوهری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی
  2. شمارهٔ ۲۹۳من تشنه دشت بی‌آب بارد مگر سحابی
  3. شمارهٔ ۲۹۴آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
  4. شمارهٔ ۲۹۵چه شد کآتش به جانم از غضب انداختی رفتی
  5. شمارهٔ ۲۹۶شنیدم تشنه‌ای جویای آبی
  6. شمارهٔ ۲۹۷به گلشن بود در پرواز مرغ بند برپایی
  7. شمارهٔ ۲۹۸زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی
  8. شمارهٔ ۲۹۹چون بیتو ننالم زار در گوشه تنهائی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.