پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

بنگاهی ز خودم بی‌خبر انداخته‌ای

دل من خوش که بحالم نظر انداخته‌ای

پرتو مهر توام نیست عجب کز خاکم

شام برداشته‌ای و سحر انداخته‌ای

گشته‌ای یار رقیب آه که بهر قتلم

رنگ نوریخته طرح دگر انداخته‌ای

بس جگرسوز بود داغ توزین آتش آه

که من سوخته را در جگر انداخته‌ای

خواهی ای شمع که گرد تو چو پروانه پرم

آتشم بهر چه بر بال و پر انداخته‌ای

گرم قتل منی و گشته فروتن برقیب

تیغ برداشته‌ای و سپر انداخته‌ای

پرگهر ساخته‌ای حقه یاقوت و زرشک

عقدها در دل درج گهر انداخته‌ای

کرده خونها بدل غیر ز غیرت نظری

که بحال من خونین جگر انداخته‌ای

توئی آن خانه برانداز که هرجا چون برق

کرده‌ای جلوه بسی خانه برانداخته‌ای

کی بمن ناو کی افکنده‌ای از جور که تو

پی آن تیر نه تیر دگر انداخته‌ای

ایکه دانی هوس از عشق به افسوس که تو

سنگ برداشته‌ای و گهر انداخته‌ای

کرده مشتاق که در وادی عشقت نالان

کز فغان شور درین بوم و بر انداخته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷شبی بر بام ای ماه بلنداختر نمی‌آیی
  2. شمارهٔ ۲۸۸گو در ره عشقم نرسد راهنمائی
  3. شمارهٔ ۲۸۹ای که از باد صبا بوی کسی می‌شنوی
  4. شمارهٔ ۲۹۰ای که می‌جویی به خوبی همچو لیلی دلبری
  5. شمارهٔ ۲۹۱نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ای قمری
  6. شمارهٔ ۲۹۲ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی
  7. شمارهٔ ۲۹۳من تشنه دشت بی‌آب بارد مگر سحابی
  8. شمارهٔ ۲۹۴آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.