پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

این آینه‌گون سقف که آبیست معلق

نسبت به من تشنه سرابیست معلق

این گوی که دستی نگهش داشته زان سوی

چون قطره آبی ز سحابیست معلق

دل می‌کنداز غب‌غب و روی تو تصور

کز آتش سوزنده حبابیست معلق

کاکل که به بوسیدن دوشت شده مایل

گوئی ز سر سرو غرابیست معلق

در حلقهٔ فتراک تو دایم دل بریان

آویخته چون مرغ کبابیست معلق

این کاسه سر کاون پر نشئه ز عشقت

از بوالعجبی جام شرابیست معلق

در سینهٔ دل زیر و زبر گشته ز خویت

لرزنده‌تر از قطرهٔ آبیست معلق

دل کز طمع لعل تو افتاده در آن زلف

آویخته مرغی ز طنابیست معلق

از هر مژه محتشم ای گوهر سیراب

از بهر نثارت در نابیست معلق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک
  2. شمارهٔ ۳۷۸ما که می‌سازیم خود را در فراق او هلاک
  3. شمارهٔ ۳۷۹ای قدت همچو نیشکر نازک
  4. شمارهٔ ۳۸۰مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک
  5. شمارهٔ ۳۸۱ای روی تو از می ارغوان رنگ
  6. شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دل
  7. شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
  8. شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دل
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.