پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس

خانهٔ قصاب مردم کش از آن کافر بپرس

با حریفان حرف آن مه بر زبان آور به رمز

از نظر بازان ره آن قصر و آن منظر بپرس

در هوایش تیز رو چون کوکب سیاره شود

وز هواداران آن سرو بلند اختر بپرس

جان سوی او رفته زان محبوب جانبازش طلب

دل بر او مانده احوالش از آن دلبر بپرس

بعد پرسش ای صبا با او بگو ای بی‌وفا

از وفا یک ره تو هم زان بی‌دل ابتر بپرس

عاشق قصاب را خون خود اندر گردن است

با تو گفتم محتشم گر نیستت باور بپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴باز آشفته‌ام از خوی تو چندان که مپرس
  2. شمارهٔ ۳۲۵ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
  3. شمارهٔ ۳۲۶خموشیت گره افکند در دل همه کس
  4. شمارهٔ ۳۲۷آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش
  5. شمارهٔ ۳۲۸شبی که می‌فکند بی تو در دلم الم آتش
  6. شمارهٔ ۳۲۹هرتار که در طره عنبر شکن استش
  7. شمارهٔ ۳۳۰محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
  8. شمارهٔ ۳۳۱رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودش
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.