پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند

آیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند

یک دم اگر ستم نکنی میرم از الم

بیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند

ای دل رسی چه بر در بیت‌الحرام وصل

کاری مکن که بر رخ ما در فرو کنند

کو صبر با دو چشم نظر باز خویش را

تگزارم از حسد که نگاهی درو کنند

ساقی مزن به زهد فروشان صلای می

زین قوم بدنماست که کاری نکو کنند

از روی زاهدان نرود گرد تیرگی

صد بار اگر به چشمه کوثر وضو کنند

پویندگان خلد برین را خبر کنید

تا همچو محتشم به خرابات رو کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳رندان که نقد جان به می ناب می‌دهند
  2. شمارهٔ ۲۳۴ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند
  3. شمارهٔ ۲۳۵دیشب که بر لبت لب جام شراب بود
  4. شمارهٔ ۲۳۶امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود
  5. شمارهٔ ۲۳۷دی صبح دم که عارض او بی‌نقاب بود
  6. شمارهٔ ۲۳۸همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود
  7. شمارهٔ ۲۳۹دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
  8. شمارهٔ ۲۴۰گنج وصل او به چون من بی‌وفائی حیف بود
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.