پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۳ - اندرز

آسان گذران کار جهان گذران را

زیرا که جهان خواند خردمند جهان را

پیراسته می دار به هر نیکی تن را

آراسته می خواه به هر پاکی جان را

میدان طمع جمله فرازست و نشیب است

ای مرکب پر حرص فرو گیر عنان را

جانست و زبانست زبان دشمن جانست

گر جانت بکارست نگهدار زبان را

دی رفت و جز امروز مدان عمر که امید

بسیار بفرساید و برساید جان را

پیش از تو جهان بودست آن کن که پس از تو

گویند نکو بود ره و رسم فلان را

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصرخواجه ناصر خدای داند و بس
  2. شمارهٔ ۶ - شکایتنه جای شخودن بماند از دو رخ
  3. شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعیدای مایه سعادت ای بوسعید
  4. شمارهٔ ۸ - شکوهای بزرگی که پایه قدرت
  5. شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستادهخواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل
  6. شمارهٔ ۱۰ - ستایشگریای بزرگی که در همه احوال
  7. شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگاردست بر زخم من فلک نگشاد
  8. شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن مویمویم آخر جز از سپید نگشت
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.