پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۴ - هجا

با تو نکال از هجاست زیراک

به جلوه است آن تن تو و ایضا

مست و خراب دوش بخفتی

شد پاره دامن تو و ایضا

واکنون دو رنگ بینم از هار

ریش ملون تو و ایضا

هرگز فر حج ندیدم جز تو

ای روسپی زن تو و ایضا

امروز از این حکایت عیشست

در کوی و برزن تو و ایضا

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶ - شکایتنه جای شخودن بماند از دو رخ
  2. شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعیدای مایه سعادت ای بوسعید
  3. شمارهٔ ۸ - شکوهای بزرگی که پایه قدرت
  4. شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستادهخواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل
  5. شمارهٔ ۱۰ - ستایشگریای بزرگی که در همه احوال
  6. شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگاردست بر زخم من فلک نگشاد
  7. شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن مویمویم آخر جز از سپید نگشت
  8. شمارهٔ ۱۳ - مدیحای بزرگی که حسن رای تو را
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.