پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصر

خواجه ناصر خدای داند و بس

کآروزی تو تا کجاست مرا

من چو رفتم تو هیچ کردی یاد

صحبت من بگوی راست مرا

کار چونست مر تو را کامروز

کار با برگ و بانواست مرا

نزد بونصر پارسی گویم

روز بازار تیز خاست مرا

همه کام و هوا به دولت او

از فلک رایج و رواست مرا

آنچنان داردم که پنداری

به دعا از خدای خواست مرا

سرفرازی که گرد موکب او

همه در چشم توتیاست مرا

نامداری که خاک درگه او

همه در دست کیمیاست مرا

لیکن اندر میان شغلی ام

که در او شدت و رخاست مرا

عملی می کنم که از بد و نیک

گاه خوفست و گه رجاست مرا

گاه اندر میان صدری ام

کز همه دوستان ثناست مرا

ز آفتاب سعادت تابانش

روز اقبال پرضیاست مرا

زین همه نیکویی مرا حظ است

با همه شادی التقاست مرا

باز گه بر کران دشتی ام

که درو بیم صد بلاست مرا

کمترین رهبری مرا غول است

بهترین همرهی صباست مرا

نرمتر بالشی مرا سنگ است

گرمتر بستری گیاست مرا

عز با دردسر که دارد من؟

جاه با رنج دل کراست مرا

در فروغ دل چنین مخدوم

آن همه رنج ها رواست مرا

ای رفیقان فراق روی شما

در دل و جان و غم و عناست مرا

دل و جانم همه شاد دارید

وین شگفتی بدین رضاست مرا

کس نگوید که زنده چون مانم

چون دل و جان ز تن جداست مرا

پس چو بیجان دو دل همی باشم

بی شما زیستن خطاست مرا

چه کنم قصه کآرزوی شما

داند ایزد که جان بکاست مرا

ورنه این دوستی ز جان و دلست

به شما این شغب چراست مرا

نکنم عشرتی به طبع و همه

هوس عشرت شماست مرا

خواجه با توام کزین گفتار

از سر سمعه و ریاست مرا

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعیدای مایه سعادت ای بوسعید
  2. شمارهٔ ۸ - شکوهای بزرگی که پایه قدرت
  3. شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستادهخواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل
  4. شمارهٔ ۱۰ - ستایشگریای بزرگی که در همه احوال
  5. شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگاردست بر زخم من فلک نگشاد
  6. شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن مویمویم آخر جز از سپید نگشت
  7. شمارهٔ ۱۳ - مدیحای بزرگی که حسن رای تو را
  8. شمارهٔ ۱۴ - نصیحتعذر بی منفعت نهادن چیست
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.