پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۸ - شکوه

ای بزرگی که پایه قدرت

همچو خورشید بر فلک سوده ست

مفلس از جود تو غنی گشته ست

رنجه از جاه تو برآسوده ست

صیقل عدل تو به تیغ هنر

از جهان زنگ جور بزدوده ست

هر که او تخم خدمتت کشته ست

جز بزرگی و جاه ندروده ست

نیست پوشیده حال بنده تو را

که تنش چون زغم بفرسوده ست

عمر شیرین به باد بر داده ست

دل مسکین به درد پیموده ست

به همه وقت بی گمان بر من

دلبر مهربان ببخشوده ست

تا بتازی و پارسی طبعم

بسزا هر زمانت بستوده ست

صلت و خلعت مرا هر بار

از همه کس تمامتر بوده ست

چون که این بار و بر و احسانت

مر مرا هیچ روی ننموده ست

یا ببرده ست از میان خازن

یا خداوند خود نفرموده ست

تا مرا دشمنست گشت فلک

کوششم در زمانه بیهوده ست

باد عمرت فزوده در دولت

که به تو عمرها بیفزوده ست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰ - ستایشگریای بزرگی که در همه احوال
  2. شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگاردست بر زخم من فلک نگشاد
  3. شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن مویمویم آخر جز از سپید نگشت
  4. شمارهٔ ۱۳ - مدیحای بزرگی که حسن رای تو را
  5. شمارهٔ ۱۴ - نصیحتعذر بی منفعت نهادن چیست
  6. شمارهٔ ۱۵ - وصف خروسناگه خروس روزی در باغ جست
  7. شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانیآدمی سر به سر همه عیب است
  8. شمارهٔ ۱۷ - حسب الحالمرا بس ز دیوان مرا ز خدمت
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.