پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۷ - حسب الحال

مرا بس ز دیوان مرا ز خدمت

خوشا روز بیکاری و وقت عطلت

بر این تیغ کوه گل انبار گویی

چو فغفور بر تختم و فور برکت

چو دولت مهیا بود مر کسی را

اگر او نجوید بجویدش دولت

امامی که بر روزگارست ما را

اگر او ندارد بدادمش مهلت

اگر دولت آید و گر نکبت آید

به نزدیک من هر دو را هست آلت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹ - به عمر کاک فرستادهعمر کاک را که خواهد گفت
  2. شمارهٔ ۲۰ - مدح ثقة الملک طاهرثقت الملک تا به صدر نشست
  3. شمارهٔ ۲۱ - مدح ابورشد رشیدمجلس سامی جمالی را
  4. شمارهٔ ۲۲ - موعظهایمنی را و تندرستی را
  5. شمارهٔ ۲۳ - مرثیتراشد از رشد روزگار نیافت
  6. شمارهٔ ۲۴ - ستایشای بزرگی که باغ رادی را
  7. شمارهٔ ۲۵ - ناله از حصار مرنجای حصن مرنج وای آنکس
  8. شمارهٔ ۲۶ - پیشگوئی منجممرا منجم هشتاد سال عمر نهاد
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.