پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۲۳ - مرثیت

راشد از رشد روزگار نیافت

رشد از اینگونه بس فراوان کرد

تن او را که جان دانش بود

فلک جان ربای بی جان کرد

گوهری بود رشکش آمد ازو

در دل خاک از آتش پنهان کرد

ای برادر چگونه شرح دهیم

آنچه بر ما سپهر گردان کرد

هر زیارت ز مال و جاه که بود

ما دو تن را به قهر نقصان کرد

دل ما خود ز حبس بریان بود

دیده ما ز درد گریان بود

صالحی داشتم که شیر نکرد

آنچه او سالها به میدان کرد

چون همی دید کار من دشوار

کار خود را به مرگ آسان کرد

راشدی داشتی تو فرزندی

که همه کار تو به سامان کرد

در ربودش ز تو زمانه دون

تا تو را مستمند و حیران کرد

بد نیارست کرد چرخ بدو

تا تو را در نهفته زندان کرد

زانکه دانست کاین چنین فعلی

با تو جز پای بسته نتوان کرد

تو بر آن راشد آن جزع کردی

که همه کس حکایت آن کرد

داستانی شد آنچه بر صالح

باز مسعود سعد سلمان کرد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۵ - ناله از حصار مرنجای حصن مرنج وای آنکس
  2. شمارهٔ ۲۶ - پیشگوئی منجممرا منجم هشتاد سال عمر نهاد
  3. شمارهٔ ۲۷ - در پنجاه و هفت سالگیپنجاه و هفت رفت ز تاریخ عمر من
  4. شمارهٔ ۲۸ - مدیحای بزرگی که سوی درگه تو
  5. شمارهٔ ۲۹ - ثناای بزرگی که رای صایب تو
  6. شمارهٔ ۳۰ - افراط و تفریط روزگارنرسد دست من به چرخ بلند
  7. شمارهٔ ۳۱ - چیستانلعبتانی که زی تو می آیند
  8. شمارهٔ ۳۲ - دیده نرگسآن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.