پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۲۸ - مدیح

ای بزرگی که سوی درگه تو

ره بزرگان به دیدگان سپرند

فخر جویند و بنده تو شوند

جان فروشند و مدحت تو خرند

مرکبان تو میزبانانند

لاغران مرا بدانچه خرند

راه بی لاغران من نروند

کاه بی لاغران من نخورند

مرکبان تو را همی شنوم

که به جای دو جای من نگرند

لاغران مرا چه فرمانی

کز الیکو کدام جای برند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۰ - افراط و تفریط روزگارنرسد دست من به چرخ بلند
  2. شمارهٔ ۳۱ - چیستانلعبتانی که زی تو می آیند
  3. شمارهٔ ۳۲ - دیده نرگسآن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود
  4. شمارهٔ ۳۳ - سمنزارچون به بنفشه ستان کز شب دیجور زاد
  5. شمارهٔ ۳۴ - مدح صاحب دیوان مولتانخواجه عمید صاحب دیوان مولتان
  6. شمارهٔ ۳۵ - موعظتچرخ چندیمان به خاک اندر کشید
  7. شمارهٔ ۳۶ - ناله از گرفتاریای خداوند رای سامی تو
  8. شمارهٔ ۳۷ - حسب حالهر زمانی تنم چو زیر شود
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.