پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۳۶ - ناله از گرفتاری

ای خداوند رای سامی تو

مملکت را همی بیاراید

عزم تو ملک شاه را تیغ است

که چو تیغش ز زنگ بزداید

از غم و رنج و انده و تیمار

این تن من همی بفرساید

چشم سمج سیه همی بیند

پای بند گران همی ساید

بسته اندم چو شیر و بر تن من

چرخ دندان چو شیر می خاید

بند من مار گَرزه گشت و فلک

هر زمانم چو مار بفساید

شد تن من چنان که گر خواهد

مگس آسان ز جای برباید

این همه هست و محنت پیری

هر زمان سستیی درافزاید

کار اطلاق من چو بسته بماند

که همی ایزدش به نگشاید

مر مرا حاجتی همی باشد

وز دلم خارشی همی زاید

محملی باید از خداوندم

که ازو بوی لووهور آید

که همی ز آرزوی لوهاور

جان و دل در تنم همی پاید

گرچه او میر محمل شاهی

پر پهن و بزرگ فرماید

اندرین سمج شدت سرما

این تنم را چو زهر بگزاید

چون امیدم بریده نیست ز تو

همه رنجی که بایدم شاید

اهل بخشایشم سزد که دلت

بر تن و جان من ببخشاید

جز ز من هیچ کس بود که تو را

به سزا در زمانه بستاید

بنده تو هزار دستانیست

که همی جز ثنات نسراید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۸ - در مدح مظفر بن بوسعیدای مظفر تو در خور صدری
  2. شمارهٔ ۳۹ - بدرودای روی نکو سلامتت باد
  3. شمارهٔ ۴۰ - موعظهآگاه نیست آدمی از گشت روزگار
  4. شمارهٔ ۴۱ - مدیحای خداوند رحمت ایزد
  5. شمارهٔ ۴۲ - مرثیتچنان بگریم بر تو که هیچ کس نگریست
  6. شمارهٔ ۴۳ - اسیر خوباناگر اسیر کسی ام که میر خوبان شد
  7. شمارهٔ ۴۴ - مطایبهاشعبی را اجل به دوزخ برد
  8. شمارهٔ ۴۵ - هجامالک آن سنگروت را بر بود
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.