پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۳۷ - حسب حال

هر زمانی تنم چو زیر شود

بر سر خلق در نفیر شود

خار گردد مرا گل اندر دست

خار بر دشمنم حریر شود

سخن من از آن بود سوزان

کاتش دل همی ضمیر شود

به چنین رنج کز زمانه مراست

کودک هفت ساله پیر شود

از همه مردمان بر آن بخشای

که به دست هوا اسیر شود

هر زمانی ز بخت بد سوی من

نا امیدی همی سفیر شود

دره گر بر سرم فرود آید

به گرانی که ثبیر شود

به زمستان سرد بر سر من

شرر نار زمهریر شود

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۹ - بدرودای روی نکو سلامتت باد
  2. شمارهٔ ۴۰ - موعظهآگاه نیست آدمی از گشت روزگار
  3. شمارهٔ ۴۱ - مدیحای خداوند رحمت ایزد
  4. شمارهٔ ۴۲ - مرثیتچنان بگریم بر تو که هیچ کس نگریست
  5. شمارهٔ ۴۳ - اسیر خوباناگر اسیر کسی ام که میر خوبان شد
  6. شمارهٔ ۴۴ - مطایبهاشعبی را اجل به دوزخ برد
  7. شمارهٔ ۴۵ - هجامالک آن سنگروت را بر بود
  8. شمارهٔ ۴۶ - دروغگه گهی اندر سخن دروغ بباید
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.