پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۴۱ - مدیح

ای خداوند رحمت ایزد

بر تن و دولت جوان تو باد

به همه کام ها و نهمت ها

چرخ گردنده در ضمان تو باد

همه ساله همه مصالح ملک

در بیان تو بنان تو باد

بر همه نامه های جود و کرم

به همه وقت ها نشان تو باد

بر سر دولت هنرمندان

سایه عدل جاودان تو باد

بهر اندیشه صلاح و صواب

در یقین تو گمان تو باد

ملجاء سروران سرای تو شد

مسند سروری مکان تو باد

هر که او را زمانه بیم کند

در پناه تو و امان تو باد

آفتابی و تا جهان باشد

حضرت عالی آسمان تو باد

فتح و نصرت بهر چه رای کند

در رکاب تو و عنان تو باد

ناتوانی نصیب دشمن توست

تندرستی همه از آن تو باد

جان ما بندگان که داد به ما

جان هر کس فدای جان تو باد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۳ - اسیر خوباناگر اسیر کسی ام که میر خوبان شد
  2. شمارهٔ ۴۴ - مطایبهاشعبی را اجل به دوزخ برد
  3. شمارهٔ ۴۵ - هجامالک آن سنگروت را بر بود
  4. شمارهٔ ۴۶ - دروغگه گهی اندر سخن دروغ بباید
  5. شمارهٔ ۴۷ - مرثیهبونصر حسن جوان بمیرد
  6. شمارهٔ ۴۸ - حسب الحالگر بماندی چنانکه اول بود
  7. شمارهٔ ۴۹ - ستایشعجب آمد مرا ز آدمیی
  8. شمارهٔ ۵۰ - صفت گل رعنادور وی چنین بود که رعناست
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.