پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۳۱ - چیستان

لعبتانی که زی تو می آیند

کهربا چشم و زمردین یابند

بر کف سیم جام زر دارند

مجلس خرم تو را شایند

یک گره بر بساط طلعت تو

چشم ها باز کرده می آیند

یک گره گفته اند تا رویت

بنبینند چشم نگشایند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۳ - سمنزارچون به بنفشه ستان کز شب دیجور زاد
  2. شمارهٔ ۳۴ - مدح صاحب دیوان مولتانخواجه عمید صاحب دیوان مولتان
  3. شمارهٔ ۳۵ - موعظتچرخ چندیمان به خاک اندر کشید
  4. شمارهٔ ۳۶ - ناله از گرفتاریای خداوند رای سامی تو
  5. شمارهٔ ۳۷ - حسب حالهر زمانی تنم چو زیر شود
  6. شمارهٔ ۳۸ - در مدح مظفر بن بوسعیدای مظفر تو در خور صدری
  7. شمارهٔ ۳۹ - بدرودای روی نکو سلامتت باد
  8. شمارهٔ ۴۰ - موعظهآگاه نیست آدمی از گشت روزگار
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.