پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۲۷ - در پنجاه و هفت سالگی

پنجاه و هفت رفت ز تاریخ عمر من

شد سودمند مدت و ناسودمند ماند

و امروز بر یقین و گمانم ز عمر خویش

دانم که چند رفت و ندانم که چند ماند

فهرست حال من همه با رنج و بند بود

از حبس عبرت و از بند پند ماند

از قصد بدسگالان وز غمز حاسدان

جان در بلا فتاد و تن اندر گزند ماند

چوگان بنه که گوی تو اندر چه اوفتاد

خیره متپ که کره تو در کمند ماند

لیکن به شکر کوش که از طبع پاک تو

چندین هزار بیت بدیع بلند ماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۹ - ثناای بزرگی که رای صایب تو
  2. شمارهٔ ۳۰ - افراط و تفریط روزگارنرسد دست من به چرخ بلند
  3. شمارهٔ ۳۱ - چیستانلعبتانی که زی تو می آیند
  4. شمارهٔ ۳۲ - دیده نرگسآن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود
  5. شمارهٔ ۳۳ - سمنزارچون به بنفشه ستان کز شب دیجور زاد
  6. شمارهٔ ۳۴ - مدح صاحب دیوان مولتانخواجه عمید صاحب دیوان مولتان
  7. شمارهٔ ۳۵ - موعظتچرخ چندیمان به خاک اندر کشید
  8. شمارهٔ ۳۶ - ناله از گرفتاریای خداوند رای سامی تو
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.