پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۹ - به عمر کاک فرستاده

عمر کاک را که خواهد گفت

کای عزیز و گزین برادر دوست

در هوای من اردل تو دوتاست

دل من در هوای تو یک توست

مهر هر کس کهن کهن گشته

در دل من زمان زمان نو نوست

برگ و پوست گشته ای با من

چون توانم نشست به برگ و پوست

به تو محتاج گشته ام که مرا

پای بی زور و دست بی نیروست

آنکه محتاج او نیم همه روز

مانده در پیش من چو دست آهوست

برود آنکه زوست راحت من

نرود آنکه غصه من ازوست

شدن او چو مهر بر آبست

ماندن این چو نقش بر زیلوست

تو بر من به آمدن خو کن

که مرا خوست باز جستن دوست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۱ - مدح ابورشد رشیدمجلس سامی جمالی را
  2. شمارهٔ ۲۲ - موعظهایمنی را و تندرستی را
  3. شمارهٔ ۲۳ - مرثیتراشد از رشد روزگار نیافت
  4. شمارهٔ ۲۴ - ستایشای بزرگی که باغ رادی را
  5. شمارهٔ ۲۵ - ناله از حصار مرنجای حصن مرنج وای آنکس
  6. شمارهٔ ۲۶ - پیشگوئی منجممرا منجم هشتاد سال عمر نهاد
  7. شمارهٔ ۲۷ - در پنجاه و هفت سالگیپنجاه و هفت رفت ز تاریخ عمر من
  8. شمارهٔ ۲۸ - مدیحای بزرگی که سوی درگه تو
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.