پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۴ - نصیحت

عذر بی منفعت نهادن چیست

پیش دانش بر ایستادن چیست

مرگ را زاده ایم و مرده نه ایم

خویشتن را غرور دادن چیست

پس چو در جمله می بباید مرد

همه را ای شگفت زادن چیست

در رنجی که منفعت نکند

بر تن خویشتن گشادن چیست

روزی خویشتن خورد هر کس

خلق را در هم اوفتادن چیست

دیگران چون پس از تو بردارند

این به کف کردن و نهادن چیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانیآدمی سر به سر همه عیب است
  2. شمارهٔ ۱۷ - حسب الحالمرا بس ز دیوان مرا ز خدمت
  3. شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابهگرمابه سه داشتم به لوهور
  4. شمارهٔ ۱۹ - به عمر کاک فرستادهعمر کاک را که خواهد گفت
  5. شمارهٔ ۲۰ - مدح ثقة الملک طاهرثقت الملک تا به صدر نشست
  6. شمارهٔ ۲۱ - مدح ابورشد رشیدمجلس سامی جمالی را
  7. شمارهٔ ۲۲ - موعظهایمنی را و تندرستی را
  8. شمارهٔ ۲۳ - مرثیتراشد از رشد روزگار نیافت
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.