پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن موی

مویم آخر جز از سپید نگشت

گرچه اول جز از سیاه نرست

رنگ آن سرخ هم نشد گر چند

مردم آن را به خون دیده بشست

مرد را چون سپید گردد موی

تن چو موی سپید گردد سست

نادرستی بودش رنگ دوم

چون درستیش بود رنگ نخست

تن بنه مرگ را حرص خلود

از دل خویشتن برون کن چست

موی چون نادرست گشت بدان

که نمانده است جای موی درست

دوزخ جاودانه جست آن کس

کز جهانی عمر جاودانی جست

پند این مستمند بشنو نیک

دل بر آن نه که آن سعادت توست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴ - نصیحتعذر بی منفعت نهادن چیست
  2. شمارهٔ ۱۵ - وصف خروسناگه خروس روزی در باغ جست
  3. شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانیآدمی سر به سر همه عیب است
  4. شمارهٔ ۱۷ - حسب الحالمرا بس ز دیوان مرا ز خدمت
  5. شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابهگرمابه سه داشتم به لوهور
  6. شمارهٔ ۱۹ - به عمر کاک فرستادهعمر کاک را که خواهد گفت
  7. شمارهٔ ۲۰ - مدح ثقة الملک طاهرثقت الملک تا به صدر نشست
  8. شمارهٔ ۲۱ - مدح ابورشد رشیدمجلس سامی جمالی را
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.