پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگار

دست بر زخم من فلک نگشاد

تا درین سمج بی درم نه ببافت

کس چو من گوهری به نظم نسفت

کس چو من حله ز نثر نبافت

از چنین کارهای بی ترتیب

دل من خون شد و جگر بشکافت

سخن خوب و نغز طوطی گفت

خلعت و طوق مشک فاخته یافت

دل به تیر عنا نباید خست

جان به تف بلا نباید تافت

نه سهی سرو گشت هر چه دمید

نه غنیمت گرفت هر که شتافت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳ - مدیحای بزرگی که حسن رای تو را
  2. شمارهٔ ۱۴ - نصیحتعذر بی منفعت نهادن چیست
  3. شمارهٔ ۱۵ - وصف خروسناگه خروس روزی در باغ جست
  4. شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانیآدمی سر به سر همه عیب است
  5. شمارهٔ ۱۷ - حسب الحالمرا بس ز دیوان مرا ز خدمت
  6. شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابهگرمابه سه داشتم به لوهور
  7. شمارهٔ ۱۹ - به عمر کاک فرستادهعمر کاک را که خواهد گفت
  8. شمارهٔ ۲۰ - مدح ثقة الملک طاهرثقت الملک تا به صدر نشست
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.