پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۰ - ستایشگری

ای بزرگی که در همه احوال

ناصر تو خدای بیچونست

کمترین پایه ای ز همت تو

برترین موضعی ز گردونست

خلق تو جسم عنبر ساراست

لفظ تو رشک در مکنونست

روز تأیید تو در اقبال است

ماه اقبال تو بر افزونست

سفر تو چو عید فرخنده است

عید تو چون سفر همایونست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن مویمویم آخر جز از سپید نگشت
  2. شمارهٔ ۱۳ - مدیحای بزرگی که حسن رای تو را
  3. شمارهٔ ۱۴ - نصیحتعذر بی منفعت نهادن چیست
  4. شمارهٔ ۱۵ - وصف خروسناگه خروس روزی در باغ جست
  5. شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانیآدمی سر به سر همه عیب است
  6. شمارهٔ ۱۷ - حسب الحالمرا بس ز دیوان مرا ز خدمت
  7. شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابهگرمابه سه داشتم به لوهور
  8. شمارهٔ ۱۹ - به عمر کاک فرستادهعمر کاک را که خواهد گفت
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.