پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستاده

خواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل

غم معشوقه هیچ کمتر هست

هستی آگه ز حال کآن خاتون

جز تو آنجاش یار دیگر هست

در وفای تو گر خورد سوگند

که نخورده ست . . . باور هست

شادی وصل او که خواهی یافت

با غم هجر او برابر هست

راههایی که او زند بر چنگ

یاد داری و هیچت از بر هست

برد خواهیش هیچ راه آورد

زین معانیت هیچ در سر هست

آمدن در خورت نبود اینجا

بازگشتنت هیچ در خور هست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگاردست بر زخم من فلک نگشاد
  2. شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن مویمویم آخر جز از سپید نگشت
  3. شمارهٔ ۱۳ - مدیحای بزرگی که حسن رای تو را
  4. شمارهٔ ۱۴ - نصیحتعذر بی منفعت نهادن چیست
  5. شمارهٔ ۱۵ - وصف خروسناگه خروس روزی در باغ جست
  6. شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانیآدمی سر به سر همه عیب است
  7. شمارهٔ ۱۷ - حسب الحالمرا بس ز دیوان مرا ز خدمت
  8. شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابهگرمابه سه داشتم به لوهور
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.