پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۲ - شاعران بینوا

شاعران بینوا خوانند شعرِ با نوا

وز نوای شعرشان، افزون نمی گردد نوا

طوطیانه گفت و نتوانند جز آموخته

عندلیبم من که هر ساعت دگر سازم نوا

اندر آن معنی که گوید بِدهَمِ انصاف سخن

پادشاهم بر سخن، جایز نباشد پادشا

باطلی گر حق کنم، عالم مرا گردد مقر

ور حقی باطل کنم، منکر نگردد کس مرا

گوهر ار در زیر پا آرم، کنم سنگ سیاه

خاک اگر در دست گیرم، سازم از وی کیمیا

گر هجا گویم، رمد از پیش من دیو سپید

ور غزل خوانم، مرا منقاد گردد اژدها

کس مرا نشناسد و بیگانه‌رویم نزد خلق

زآنکه در گیتی ز بی جنسی ندارم آشنا

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴ - هجابا تو نکال از هجاست زیراک
  2. شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصرخواجه ناصر خدای داند و بس
  3. شمارهٔ ۶ - شکایتنه جای شخودن بماند از دو رخ
  4. شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعیدای مایه سعادت ای بوسعید
  5. شمارهٔ ۸ - شکوهای بزرگی که پایه قدرت
  6. شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستادهخواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل
  7. شمارهٔ ۱۰ - ستایشگریای بزرگی که در همه احوال
  8. شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگاردست بر زخم من فلک نگشاد
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.