پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱ - ناله از قلعه نای

به جمله ما که اسیران قلعه ناییم

نشسته ایم و زیان کرده بر بضاعتها

نه مالهایی کآنگاه بود فایده داشت

نه سود دارد اکنون همی براعتها

همان کفست و نخیزد ازو سخا و کرم

همان دلست نجنبد درو شجاعت ها

به روز تا بر ما اندر آید از روزن

کنیم روشنی و باد را شفاعت ها

ز بهر هستی ها نیست کردمی لیکن

به نیستی ها کردم بسی قناعت ها

دراز عمری دارم که اندرین زندان

بر من از غم دل سالهاست ساعتها

چه نازها کنم امروز من به برنایی

کنم ز پیری فردا بسی خلاعت ها

به کردگار که در راحتم ز تنهایی

که سیر گشت دل من از آن جماعت ها

من ار نکردم بذله مصون زیم چونان

چو نظم ما را افتد همی اشاعت ها

اگر جهان را چونین ندانمی مجبور

به شعرها زنمی بر جهان شناعت ها

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳ - اندرزآسان گذران کار جهان گذران را
  2. شمارهٔ ۴ - هجابا تو نکال از هجاست زیراک
  3. شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصرخواجه ناصر خدای داند و بس
  4. شمارهٔ ۶ - شکایتنه جای شخودن بماند از دو رخ
  5. شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعیدای مایه سعادت ای بوسعید
  6. شمارهٔ ۸ - شکوهای بزرگی که پایه قدرت
  7. شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستادهخواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل
  8. شمارهٔ ۱۰ - ستایشگریای بزرگی که در همه احوال
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.