پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

ای شکر اگر وانرسی خال مگس

زین جور که می کنی نداری غم کس

از مهر تو من هم ز تف کوره ی دل

برقی بفروزم نه تو مانی نه مگس

ای خواجه دگر شکر فشانی نکنی

طوطی نرهد ز دام این فکر و هوس

از مهر تو من هم به غراب آمیزم

در هم شکنم هم سر و هم پای قفس

محمل کش اگر چنین برانی شب و روز

بی چاره ی پیاده نشود قافله رس

از قهر تو من هم زدل آهی بکشم

کز نای شتر برآید آواز جرس

ای دوست اگر راه «وفایی» ندهی

تا بوسه زند بر قدمت یک دو نفس

از قهر تو من هم به خرابات روم

می گیرم دف و به نای و نی پیچم و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶خوشا روزی ز دنیا دربه در بم
  2. شمارهٔ ۵۷نگارینم! دل و جانم! حبیبم!
  3. شمارهٔ ۵۸هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم
  4. شمارهٔ ۵۹رنجیده ی یاران ز دوران گله دارم
  5. شمارهٔ ۶۰من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم
  6. شمارهٔ ۶۱به خیال تو به هر جای که من می نگرم
  7. شمارهٔ ۶۲گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم
  8. شمارهٔ ۶۳به کوی یار هردم از فراق یار می‌نالم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.