پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

به کوی یار هردم از فراق یار می‌نالم

چو بلبل از غم گلزار در گلزار می‌نالم

شهید چشم مستم، با خیال طره می‌گریم

چو بیمارم به زاری در شبان تار می‌نالم

توانم را به چشم ناتوان بردی و خود رفتی

کنون در کنج غم بی‌یار و بی‌غمخوار می‌نالم

اسیر زلف یارم عاشق محراب ابرویش

مسلمانم ولی در حلقهٔ زَنّار می‌نالم

در و دیوار گلشن شد ز عکس روی تو زآن رو

چو بلبل هر زمان بر هر در و دیوار می‌نالم

نمی‌دانم بلای مردمان از چیست عاشق را

ترا بیمار چشمان سیه، من زار می‌نالم

شرابی ساقیا! آبی برین آتش فشان کامشب

مغنی‌وار می‌سوزم، چو موسیقار می‌نالم

چه بنویسد «وفایی» شرح هجران تو؟ چون هردم

به یاد سرو بالای تو قمری‌وار می‌نالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵بی تو ای دوست ندانی که چه گویم چونم
  2. شمارهٔ ۶۶السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من
  3. شمارهٔ ۶۷یارِ ارمنی‌مذهب! شوخِ عیسَوی‌ملّت
  4. شمارهٔ ۶۸ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو
  5. شمارهٔ ۶۹فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده
  6. شمارهٔ ۷۰مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است
  7. شمارهٔ ۷۱شب است این زلف، یا روز جدایی؟
  8. شمارهٔ ۷۲ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.