پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من

السلام ای تار گیسویت شب یلدای من

السلام ای گوشه محراب طاق ابروت

در دو عالم قبله ی من، مسجد الاقصای من

السلام ای گشته در دور خط و خال لبت

در سر بازارها سودای من، غوغای من

السلام ای بر گل رویت غزلخوان روز و شب

بلبل خونین دل مسکین دل شیدای من

السلام ای دیدن و خندیدن و رنجیدنت

مرهم من، داغ من، روح فرح بخشای من

السلام ای سرو نورین سایه ی جان ها ولی

سایه ی سرو بلندت ملجأ و مأوای من

السلام ای آن که در جنت سرای لطف و ناز

قامت جان پروری، هم سرو هم طوبای من

السلام ای جرم بخش صد چو من آشفته کار

از تو غیر از جرم بخشی نیست استدعای من

السلام ای بندگان را خواجه ی مشکل گشا

بر «وفایی» رحمتی ای سید و مولای من!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو
  2. شمارهٔ ۶۹فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده
  3. شمارهٔ ۷۰مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است
  4. شمارهٔ ۷۱شب است این زلف، یا روز جدایی؟
  5. شمارهٔ ۷۲ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین
  6. شمارهٔ ۷۳گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندی
  7. شمارهٔ ۷۴شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی
  8. شمارهٔ ۷۵ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.