پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندی

ای هر خم زلف تو مرا بند و کمندی

شیرین تر از این قامت و بالا نشنیدم

چون گلبن نورسته نه پستی نه بلندی

با این لب شیرین چو در آیی به شکرخند

گویند: که شور شکری فتنه ی قندی

گفت: از لب شیرین من این بوالعجبی نیست

خاصه که بود بوسه گه بهجت افندی

گفتم: که بگو قیمت یک بوسه ازان گفت:

این نکته ندارد صفت چونی و چندی

جان بهر تو غم نیست ولی واهمه دارم

کین جان محقر ز «وفایی» نپسندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی
  2. شمارهٔ ۷۶دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.