پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین

هم قبله و هم کعبه و هم جان وفایی

گر سرو نه ای جلوه ی جان بخش چه داری؟

گر ماه نه ای بر سر این چرخ چرایی؟

گفتند که بر چشمه کند سرو سهی جای

باور نکنم تا به سر چشم نیایی

چون روی بگردانم از ابروی تو جانا!

کارباب وفارا به خدا قبله نمایی

بی نام تو هر چند بود فتح جهان خام

بی خامه ی من هم نبود نامه گشایی

گفتم که بگیرد نمک ساعد شاهم

نامردم اگر باز نگردم چو «وفایی»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی
  2. شمارهٔ ۷۵ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی
  3. شمارهٔ ۷۶دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.