پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

یارِ ارمنی‌مذهب! شوخِ عیسَوی‌ملّت

یا بیا مسلمان شو، یا مرا نَصارا کن

یا به تیغِ ابرویت خونِ بی‌گناهم ریز

یا از این دو لیمویت چارهٔ دلِ ما کن

بر فکن ز رخ پرده در شکن خمِ کاکل

زاهدِ صَوامِع را راهِبِ کلیسا کن

ساقیا! سرت گردم التفات کن جامی!

آتشِ درونم را یک زمان مداوا کن

تا به کی «وفایی» را خونِ بی‌گنه ریزی

گر خدا نمی‌دانی شرمی از مسیحا کن!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده
  2. شمارهٔ ۷۰مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است
  3. شمارهٔ ۷۱شب است این زلف، یا روز جدایی؟
  4. شمارهٔ ۷۲ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین
  5. شمارهٔ ۷۳گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندی
  6. شمارهٔ ۷۴شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی
  7. شمارهٔ ۷۵ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی
  8. شمارهٔ ۷۶دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.