پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

نگارینم! دل و جانم! حبیبم!

همه درد درونم را طبیبم

شنیدستم غریبان می نوازی

منت هم عاشقستم، هم غریبم

گناه نرگس و زلف دراز است

که من هم ناتوان و هم ناشکیبم

خدایا پرده بردار از رخ وصل

که دایم زین میان من خود حجیبم

مسلمانی ندانم دست من گیر

کرم کن از میان بگشا صلیبم

به دریای کرم زن دفترم را

مکن شرمنده از روز حسیبم

«وفایی» داد از آن دست نگارین

شهید پنجهٔ کف الخضیبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹رنجیده ی یاران ز دوران گله دارم
  2. شمارهٔ ۶۰من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم
  3. شمارهٔ ۶۱به خیال تو به هر جای که من می نگرم
  4. شمارهٔ ۶۲گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم
  5. شمارهٔ ۶۳به کوی یار هردم از فراق یار می‌نالم
  6. شمارهٔ ۶۴ای آفت دل بلای جانم!
  7. شمارهٔ ۶۵بی تو ای دوست ندانی که چه گویم چونم
  8. شمارهٔ ۶۶السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.