پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم

در سر سیر و تماشا سر خود بنهادم

ز آشیان شهپر سیاره کشی کردم راست

یک نظر جلوه کنان بر سر چرخ استادم

پس آینه چو طوطی به شکر بالیدم

غافل از دست خط و درس و خط استادم

سایه سرو گلی گشت مرا دیر مغان

نشئه ی عشق گل آمد به مبارک بادم

پرتو شمع بدیدم چو پروانه ز دور

با همه سرکشی و کبر به دو جان دادم

خاک دل نیلوفر آسا بزدم بر لب آب

ز آتش مهر بر انداخته شد بنیادم

دل به شیرین شکری دادم چون خسرو عشق

عاقبت کرد جگر سوخته چون فرهادم

دل مارا هوس خال تو و زلف و لب است

دانه ناچیده و در دام بلا افتادم

به «وفایی» نگهی کن چو تو سودای منی

به که فریاد کنم گر تو نپرسی دادم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم
  2. شمارهٔ ۶۱به خیال تو به هر جای که من می نگرم
  3. شمارهٔ ۶۲گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم
  4. شمارهٔ ۶۳به کوی یار هردم از فراق یار می‌نالم
  5. شمارهٔ ۶۴ای آفت دل بلای جانم!
  6. شمارهٔ ۶۵بی تو ای دوست ندانی که چه گویم چونم
  7. شمارهٔ ۶۶السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من
  8. شمارهٔ ۶۷یارِ ارمنی‌مذهب! شوخِ عیسَوی‌ملّت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.