پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

مستانه چو از میکده بیرون آید

خون دل عاشقان چو جیحون آید

در بزم دگر منت ساقی نکشم

آن مغ بچه تا با لب می گون آید

از باد وزان طره به رویش گویی

بر ملک خطا ز چین شبیخون آید

ای خسرو شیرین دهنان! رحمی کن

تا چند ز دیده اشک گلگون آید

اظهار گر دید وجود در عدم است

هر خنده که از لعل تو بیرون آید

از بس به قدت هلاک ابروی توام

خواهم که «الف» نویسم و «نون» آید

تسلیم غم تو مدعی را نرسد

این کار ز عاشقان مفتون آید

تیری که ز شست ناز لیلی بجهد

بگذار که بر دو چشم مجنون آید

گفتم: که «وفایی» صفت قد تو گوید

گفتا: برو این ز طبع موزون آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵جانا شب دوش مرغکی غالیه فام
  2. شمارهٔ ۵۶خوشا روزی ز دنیا دربه در بم
  3. شمارهٔ ۵۷نگارینم! دل و جانم! حبیبم!
  4. شمارهٔ ۵۸هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم
  5. شمارهٔ ۵۹رنجیده ی یاران ز دوران گله دارم
  6. شمارهٔ ۶۰من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم
  7. شمارهٔ ۶۱به خیال تو به هر جای که من می نگرم
  8. شمارهٔ ۶۲گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.