پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

من توبه ز هر چه شیخ گوید پس ازین

صد بار اگر نماز و گر روزه بود

دورم مفکن ز دلستان بهر خدا

از بحر مگو که آب در کوزه بود

گر جان بدهم ز روی دلبر نظری

این بس که مرا ز دور دریوزه بود

ترسا بچه انجیل به من درس دهد

سودای زیارت که به جلعوزه بود

تنها نه «وفایی» به پری دلداده است

کز هر طرفش هزار دل سوزه بود

در مذهب خود قلندران می گویند

صد پای بس است اگر یک موزه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴ای شکر اگر وانرسی خال مگس
  2. شمارهٔ ۵۵جانا شب دوش مرغکی غالیه فام
  3. شمارهٔ ۵۶خوشا روزی ز دنیا دربه در بم
  4. شمارهٔ ۵۷نگارینم! دل و جانم! حبیبم!
  5. شمارهٔ ۵۸هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم
  6. شمارهٔ ۵۹رنجیده ی یاران ز دوران گله دارم
  7. شمارهٔ ۶۰من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم
  8. شمارهٔ ۶۱به خیال تو به هر جای که من می نگرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.