پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

در ازل سنبل گیسوی ترا شانه زدند

رقم شیفتگی بر من دیوانه زدند

من ازان روز خرابم که به خلوت گه حسن

سرمه ی ناز بر آن نرگس مستانه زدند

قبله ی راهب صد ساله شد از معجزه ات

شکل ابروی تو چون بر در میخانه زدند

غمزه آرام مرا در سیه زلف ربود

کاروان را به شب آن نرگس مستانه زدند

آب شمع رخ تو زلف شب آراست ولی

آتشی بود که در هستی پروانه زدند

خاک شو گر طلب پرتو انوار کنی

جالب آن است که این فیض به ویرانه زدند

زاهد از باده کشی منع «وفایی» چه کنی؟

کز ازل آب و گلش بر در میخانه زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲من توبه ز هر چه شیخ گوید پس ازین
  2. شمارهٔ ۵۳مستانه چو از میکده بیرون آید
  3. شمارهٔ ۵۴ای شکر اگر وانرسی خال مگس
  4. شمارهٔ ۵۵جانا شب دوش مرغکی غالیه فام
  5. شمارهٔ ۵۶خوشا روزی ز دنیا دربه در بم
  6. شمارهٔ ۵۷نگارینم! دل و جانم! حبیبم!
  7. شمارهٔ ۵۸هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم
  8. شمارهٔ ۵۹رنجیده ی یاران ز دوران گله دارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.