پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای صفابخش جان نسیم صبا

حرکات تو جمله روح‌افزا

بگذری چون به شهر بی‌خبران

به وفایی رسان سلام مرا

کای تبه‌کار دامن‌آلوده

کای سیه‌نامه‌ی هزارخطا

چند با زلف و روی مغ‌بچگان

چند مخمور و مست، صبح و مسا

چند از کار خویش غافل و مست

با خدا باش یک زمان به خود آ

شد جوانی، گذشت وقت طرب

پیر گشتی به کنج میکده‌ها

خرقه‌ی زهد و سبحه‌ی تقوی

دام مکرند از پی دنیا

حقه‌بازی به کار ما ناید

خرقه‌بازی است پیشه‌ی زهدا

نتوان شد به خرقه، «خَرْقانی»

پاک آیینه شو ز زنگ هوا

کفر محض است در طریقت عشق

بر بیاض خیال حرف ایا

با دل دردناک و دیده‌ی تر

با لب خشک و رنگ زرد درآ

چشم خود را بکن تو چشمه‌ی خون

رستخیزی به هم رسان ز دعا

یا رب یا رب به سوز سینه‌ی پاک

یارب یارب به صدق اهل صفا

یا رب یا رب به آه شب‌خیزان

یا رب یا رب به گریه‌ی صلحا

به مه و برج و قاب قوسینت

به شهنشاه افسر لولا

«قلم عفو بر گناهم کش»

عاصیم زردروی و روی‌سیا

یا رب یا رب سگم خطاکار

زار، شرمنده‌ام، به جرم، خطا

یا رب یا رب فتاده از راهم

دست گیرم ز لطف و راه نما

یکدل از هم گسل علایق روح

یکسر از دل فکن غم دو سرا

در خرابات شو به آب مغان

لوح دل پاک کن ز ماسوا

دست در گردن صراحی زن

روی بر خاک پای جام بسا

جرعه‌ای بر دل «وفایی» ریز

گره از کار بسته‌اش بگشا

باز شهباز باش سدره‌نشین

بگْسل این رشته و علایق را

جنبشی آر تا ریاض بهشت

باز شو نکته‌سنج و نغمه‌سرا

عشق جو، عشق باز، عشق طلب

عشق ورزند عاشقان خدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا
  2. شمارهٔ ۴تاریک مکُن روز مرا باز، نگارا
  3. شمارهٔ ۵ای ترک خطا، ماه ختن، سرو دل آرا
  4. شمارهٔ ۶باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟
  5. شمارهٔ ۷شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را
  6. شمارهٔ ۸حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را
  7. شمارهٔ ۹بشکست چو زلف سیه مشک فشان را
  8. شمارهٔ ۱۰آن روز کزان طره به رخ بست شکن را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.