پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

از جنبش بحر قدم برخاست موجی بی عدد

وز موج دریای ازل پرگشت صحرای ابد

اندر سرای لم یزل با شاهد عین ازل

سر درهم آرد دایره از پیش برخیزد عدد

اندر جهان پر عدد واحد احد نبود ولی

از حطه ملک صمد واحد بود عین احد

اندر یکی صد بین نهان، درصد یکی‌ را بین عیان

از یکی گفتم بدان صد را ز یک یکرا ز صد

لیکن جهان جسم و جان گرچه شد از دریا عیان

برروی بحر بیکران باشد چو بر دریا زبد

من بر مثال ماهیم افتاده از دریا برون

باشد که موجی در رسد بازم بدر بادر کشد

وقتست کآن خورشید باد، آن ماه، آن ناهید ما

از برج دل طالع شود از اندرون سر برزند

آن آفتاب مشرقی پیدا شود در مغربی

کز مغربی را آینه پنهان نباشد در نمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰بیرون دوید باز ز خلوتگه وجود
  2. شمارهٔ ۶۱هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند
  3. شمارهٔ ۶۲بتم باهر سری هر سو سروکار دگر دارد
  4. شمارهٔ ۶۳تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
  5. شمارهٔ ۶۴پا ز حد خویش بیرون نمیباید نهاد
  6. شمارهٔ ۶۵نشان و نام مرا روزگار کی داند
  7. شمارهٔ ۶۶دل ما هر نفسی مشرب دیگر دارد
  8. شمارهٔ ۶۷مَهَت هر لحظه از کو می‌نماید
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.