پرش به محتوای اصلی
کوهی کوهی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

تا غمزه شوخ تو بما جنگ برآورد

لعل لبت از خون دلم رنگ برآورد

برگریه و زاری و فغان من درویش

صد ناله زار از دل چون چنگ برآورد

با یاد گل روی تو ای سرو گلندام

با بلبل شوریده دل آهنگ برآورد

تا غیر تو در خلوت جان راه نیابد

بام و در خود را دل ما تنگ برآورد

از دود دل سوخت کوهی بسحرگاه

آئینه رخسار فلک زنگ برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰چشم نیرنگ باز پی مرود
  2. شمارهٔ ۸۱بنور پاک تو چشم دلم چو بینا شد
  3. شمارهٔ ۸۲خوش حال آن کسانی کز دام تن رهیدند
  4. شمارهٔ ۸۳چشمم از جور یار می گرید
  5. شمارهٔ ۸۴به قامت گلرخان سرو روانند
  6. شمارهٔ ۸۵دل من بی جگری کرد و بجانان نرسید
  7. شمارهٔ ۸۶ز رویت ماه تابان آفریدند
  8. شمارهٔ ۸۷صوت نقاره ونی و سرناو چنگ و عود
همه‌ی غزلیات ←

کوهی درباره‌ی کوهی

«کوهی» شاعری متعلق به قرن نهم قمری به بعد است که دیوان وی به اشتباه به «باباکوهی شیرازی» عارف قرن چهار و پنج هجری قمری نسبت داده شده است (در این مورد مقالهٔ بررسی شخصیت ابن باکویهٔ شیرازی به قلم محمدعلی جانی‌پور را ببینید). وی در اشعار خود گاهی «کوهی» و گاهی «انسان» تخلص می‌کرده است. مطابق استقصای شادروان علامه قزوین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.