پرش به محتوای اصلی
کوهی کوهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

بررخ جامع میان خلق و حق

جز محمد نیست بر خوان این سبق

قبله واحد بود موجود و او

زان بفرمانش همی شد ماه شق

شاهد لولاک آمد رحمة للعالمین

تا امور شرع دین بنهاد با چندین سبق

در مقام لی مع الله تربیت کردش کریم

یابد از وی تربیت آنکس که باشد مستحق

کرد تعلیمش بدان علم لدنی بی سواد

نی سیاهی و دواتی بود آنجا نه ورق

کوهیا در مکتب عشق خدا تعلیم گیر

جز دل بریان منه پیش معلم بر طبق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱همچو مه دیدم شبی دیدار عشق
  2. شمارهٔ ۱۷۲روحم از عالم امر است و تن از عالم حق
  3. شمارهٔ ۱۷۳تا ببیند او خم ابروی آن مه یک به یک
  4. شمارهٔ ۱۷۴دارد از جان و دل ما لعل او صد گونه رنگ
  5. شمارهٔ ۱۷۵زمین وانجم و خورشید و ماه تا افلاک
  6. شمارهٔ ۱۷۶نظر دارد بسوی ما شه عیار تنها یک
  7. شمارهٔ ۱۷۷حله حور بود فصل بهاران کپنک
  8. شمارهٔ ۱۷۸روح اگر از چاه تن افتاد بر اوج فلک
همه‌ی غزلیات ←

کوهی درباره‌ی کوهی

«کوهی» شاعری متعلق به قرن نهم قمری به بعد است که دیوان وی به اشتباه به «باباکوهی شیرازی» عارف قرن چهار و پنج هجری قمری نسبت داده شده است (در این مورد مقالهٔ بررسی شخصیت ابن باکویهٔ شیرازی به قلم محمدعلی جانی‌پور را ببینید). وی در اشعار خود گاهی «کوهی» و گاهی «انسان» تخلص می‌کرده است. مطابق استقصای شادروان علامه قزوین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.