پرش به محتوای اصلی
یوسف خوسفی یوسف خوسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

ماه صیام عذر بخواهم گناه را

آرم شفیع صوفی با عزّ و جاه را

یا رب تو را به حرمت پیر مغان قسم

کز ما ببخش این همه جرم و گناه را

از آب رحمتت بفشان جرعه ای به ما

باران دهد حیات و ترقی گیاه را

از زهد توبه کردم و از ترس مدعی

اکنون به پیر میکده بردم پناه را

از گریه خویش را نتوانم نگاهداشت

ای پیر کن تو چارۀ این اشک و آه را

مستحفظان و مشرف میخانه را بگو

کز می کنند سرخ رخ همچو کاه را

یوسف به عجز می کند اقرار ای خدا

جز آه و رنگ زرد ندارد گواه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳خود بر افکن پرده از آن روی خوب
  2. شمارهٔ ۱۴بیار ساقی از آن می که تر نمایم لب
  3. شمارهٔ ۱۵من از این در نروم تا بودم طاقت و تاب
  4. شمارهٔ ۱۶از فراق تو نمانده به تنم تاب و شکیب
  5. شمارهٔ ۱۷اشک از دیده فشانم چو سحاب
  6. شمارهٔ ۱۸خوش بود موسم گل عیش و طرب عین شباب
  7. شمارهٔ ۱۹آن چنان مستم که از چشمم برون آید شراب
  8. شمارهٔ ۲۰ساقیا شیشۀ شراب بیار
همه‌ی غزلیات ←

یوسف خوسفی درباره‌ی یوسف خوسفی

کربلایی یوسف خوسفی ملقب به ناظر علیشاه، فرزند استاد زین‌العابدین رنگرز، در دوازدهم ربیع‌الاول سال ۱۳۳۲ قمری (مطابق ۱۹ بهمن ۱۲۹۲ شمسی) درگذشته است. وی چهار برادر به نام‌های یعقوب، عبدالله، محمد و حسن داشته است. او از شاعران ناشناختهٔ عصر قاجار است که تأثیری عمیق از سعدی و حافظ پذیرفته است. این تأثیرپذیری به‌ویژه در مور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.